برپايه آنچه که تاکنون درمباحث پیشین بیان شدنهج البلاغه ازموضوعات مختلف وميدانهاي متفاوتي تشکیل یافته سخن بميان آورده است،اين شيوه دسته بندی علمی‎براي پژوهش درنهج البلاغه ویاتدريس موضوعي بسيار راهگشا خواهدبود.ازآنجاکه سيدرضي درگردآوري نهج البلاغه-همانطور كه خودنيزدر مقدمة نهج البلاغه يادآورميشود تنهابه گردآوري سخنان آنحضرت در3محور«خطبه‎ها»،«وصاياونامه‎ها»و «كلمات قصار»پرداخته وترتيب ديگري رارعايت نكرده‎-لذاكسانيكه براي تحقیق واردفضای نهج البلاغه میشوندازابتداباموضوعات بسيار پراكنده‎اي روبرو می‎شوند...


که امید است ازاین طریق درهرخطبه فراتراز موضوع کلی خطبه به مسائل جديدي دست ‎يابند.ومابراي آشنايي بیشتراین دسته ازعزیزان نمونه‎هايي ازآنراازمنظرودیدگاههای اساتیدفن ومحققین برجسته وبنام در این رشته باهم مرورمی کنیم.:                

الف-استادلبيب بيضون:استادلبيب بيضون نيزدرابتداكلّ نهج البلاغه رادرده باب دسته‎بندي ميكند،آنگاه با تفكيك سخنان آنحضرت از يكديگر اين ده باب را به 430 فصل و مبحث مي‎رساند و هربخش ازكلام آنحضرت رادرجاي خودقرار ميدهد.ايشان درمقدمة كوتاه خودبراين كتاب مي‎نويسد:

"براستي چه دشوار است كتابي همانندنهج البلاغه راـكه درآن انبوهي ازمفاهيم و معاني و دريايي ازافكار وجود دارد -بتوان درابواب وفصول و مباحثي جاي داد.ومن نهج البلاغه رادرده باب اساسي بدينگونه جاي دادم:

1-اصول دين(عقايد)2.فروع دين(عبادات و معاملات)3.پيشوايي وپيشوايان4.سيرة امام علي بن ابيطالب(ع) 5.حوادثي كه در خلافت امام علي ـ عليه السّلام ـ به وقوع پيوست 6.سياست كشور داري 7.شؤون اجتماعي 8. انسان وابعاد مختلف آن؛9- اندرزها و راهنمايي‎ها؛ 10.فهرستي ازاخلاقيات پسنديده و خصلت ‎هاي نكوهيده. آنگاه هريك ازاين ابواب رابه چندفصل وهر فصلي رابه چند مبحث تقسيم كردم كه تعداداين مباحث به 430مي رسد.آنگاه به عنوان مثال درباب اوّل،اصول دينرابه 9فصل زير تقسيم‎بندي مي‎كند:فصل اوّل:توحيدو شناخت خدا؛ فصل دوم:پرستش براي خدا؛فصل سوم: آفرينش وآفريدگان؛فصل چهارم:عدل الهي وتكليف؛فصل پنجم:قضا وقدر فصل ششم: نبوت و انبيا؛ فصل هفتم: قرآن و سنت؛ فصل هشتم: اسلام و ايمان؛ فصل نهم: معاد و حساب. ر.ك: لبيب بيضون، تصنيف نهج البلاغه، چاپ دوم، دفتر تبليغات اسلامي، 1408 ق.                   

ب- استاد شهيد مرتضی مطهري

".....مباحث نهج البلاغه ـ كه هر كدام شايستة بحث و مقايسه است ـ به قرار ذيل است:


1-الهيّات و ماوراء الطبيعه؛ 2. سلوك و عبادت؛ 3. حكومت وعدالت؛ 4. اهل بيت و خلافت؛ 5. موعظه و حكمت؛ 6. دنيا و دنياپرستي؛ 7. حماسه و شجاعت؛ 8. ملاحم و مغيبات؛ 9. دعا و مناجات؛ 10. شكايت وانتقاد از مردم زمان11-اصول اجتماعي؛ 12.اسلام وقرآن؛ 13.اخلاق و تهذيب نفس 14.شخصيّت‎ها، و يك سلسله مباحث ديگر.........آن گاه استاد در ضمن مباحث، به توضيح هر يك از موضوعات فوق به اجمال و اختصار مي‎پردازند.
برگرفته از كتاب سيري در نهج البلاغه مرتضي مطهري، ، ص 31.

ج-شيخ ثروت منصور هيكل مصري دركتاب خود «هدي و نور من كلام امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ» سخنان آن حضرت را در هفت موضوع ذیل گردآوري كرده است


1-شناسايي خدا2. توصيف آفريده‎هاي زمين وآسمان 3.بعثت پيامبران 4.جلوگيري از بدعتهاويادمرگ؛ 5. نكوهش اهل تكبر 6.تلاش براي دنيانه دلبستگي به آن؛7. كلماتي كه بصورت شعرونثردرزمينه‎هاي سفارش واندرزودعاو مناجات از آنحضرت به جاي مانده است.ر.ك: نهج البلاغه و گردآورندة آن، انتشارات بنياد نهج البلاغه، 182.

د- استاد مرحوم دكتر سيد جواد مصطفوي

"روش ديگر اين است كه يكي از موضوعاتي را كه تقريباً شامل همة آن بيست وسه موضوع باشد انتخاب كنيم و آن موضوع «ويژگي‎‏هاي حكومت علي ـ عليه السّلام ـ» است.چون نودوهشت درصدخطبه‎ها (و نامه‎ها)در زمان حكومت آنحضرت صادر شده و كلمات قصار را هم نمي‎دانيم چون مدركي نداريم كه چه وقت صادر شده. بنابراين، اين موضوع تقريباً همة نهج البلاغه را پوشش مي‎دهد و موضوعي بسيار با اهميت است؛ زيرا حكومت آن حضرت با اينكه چهار سال و نه ماه بيشتر طول نكشيد حكومت نمونة اسلامي و حقّ و عدل بود و در تاريخ زندگي بشر ودرميان حاكمان و واليان ديگر بي‎نظير بود. ويژگي‎هايي داشت كه در ساير حكومت‎ها نبوده است.اين خصوصيات دوازده تاست كه بدين شرح است: اوّل: آنكه حضرت همواره خدا را در نظر داشت؛ دوّم:‌ با آزادي كامل و رأي صد در صد مردم انتخاب شد...؛ سوم: به كلية مسايل جامعه و امور جزئي و كلّي مردم رسيدگي مي‎كرد... چهارم: به مردم آزادي مي‎داد و آنها را به كاري مجبور نمي‎كرد،پنجم:باصداقت وصريح اللهجه بود و از شيّادي و دغل‎كاري و دسيسه‎بازي بر حذر بود؛ ششم: زندگي ساده‎اي داشت و مانند فقيرترين افراد جامعه زندگي مي‎كرد؛ هفتم: حكومت كردن براي او وسيله بود نه هدف؛ هدف او اعلاي كلمة حق و پيشرفت اسلام بود؛ هشتم: عدالت را در حد بسيار بالا رعايت مي‎كرد؛ نهم: در تقسيم بيت المال مساوات را رعايت مي‎كرد؛ دهم:سنت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را ملاك عمل خويش قرار داده بود و پيروي از آن را موجب سعادت مي‎دانست؛يازدهم: اتلاف وقت نمي‎كردواز لحظات عمرش به نفع مسلمين استفاده مي‎فرموددوازدهم:براي رضاي خدامي‎جنگيدوهدف توسعه طلبي و افزون خواهي واستعمارواستثمار وخونريزي نداشت،وجنگهاي آن حضرت ـکه اكثرعمرحكومتش رادر جنگ گذرانيد ـدراين بخش قابل بررسي است.اينها ابعاد مختلف حكومت علي(ع)ست كه در گفتار بعد به توضيح آن خواهيم پرداخت.»مضمون برگرفته ازکتاب ؛پرتوی ازنهج البلاغه استاددکترسيدجواد مصطفوی ازص14 تا 18. .